دختر فاطی خانوم

یک محرم متفاوت برای من

سعادتی نصیبم شد تا در مراسم عزاداری یکی از شهرهای کوچک خراسان شرکت کنم.جایی که معنای عزاداری در آن نمایان است.خالص بودن مردم این شهر و اعتقادات مذهبی آنها باعث شده هر سال شاهد مواردی باشند که باورش راحت نیست و تا کسی از نزدیک شاهدش نباشد، باورش نمی شود؛ به طوری که از شهرهای دیگر نیز جهت شرکت در مراسم به این شهر سفر می کنند.

دو هیأت این شهر به نام های هیأت حسینی و ابوالفضلی از نظر جا و فاصله مانند بین الحرمین ساخته شده است.

چند باری به مراسم این هیأت ها رفتم. به قدری جمعیت شرکت کننده زیاد بود که در حیاط سرد نیز مردم جمع شده بودند تا از مراسم فقط فیض ببرند.تنها وسیله پذیرایی نذر و خیرات کمی بود که مردم به طور خود جوش پخش می کردند. سخنران نیز همه سخنان خود را با سند و مدرک بیان می کرد و چه سودمند بود.

چهار روز از ایام محرم نهار- یا به اصطلاح خودشان خرج - داده می شود که شامل آبگوشت پر گوشت و نان و ماست است. (پلو را غذای جشن می دانند) .
تهیه ی آبگوشت با آقایان و نان و ماست با خانمهاست.
دامداران از ماهها پیش بره تازه متولد شده ای را به اسم هیأت می کنند و بهترین علوفه را در مقابل آن می گذارند تا بهترین گوشت در این مراسم استفاده شود.

 روزانه نیز مقدار زیادی شیر جهت تهیه ی ماست به هیأت ها فرستاده می شود.
کشاورزان نیز همچون دامداران قسمتی از محصولات خود را برای هیأت می گذارند. بدین ترتیب آرد و کنجد و سبزی برای نان مهیاست.

از پنجم محرم خانمها جهت تهیه ی نان به هیأت می روند من نیز از هفتم آنجا بودم و شاهد تلاش همه. در این مراسم دیگر شغل و مقام و ثروت، آشنا و غریب مهم نیست . مهم نیست پخت نان -سنتی- را بلدی یا نه! یادت می دهند.

 مهم نیست سن و سالت چقدر است، اگر سن کمی داری کاری می کنی که مناسبت باشد.اگر نمی توانی پای تنور باشی، ماست هست! خرد کردن سبزی روی نان هست! اگر آن را هم نمی توانی ، پذیرایی از دیگران هست.

 اگر باز هم نمی توانی، فرستادن تغذیه برای کسانی که کار می کنند. این را هم نمی توانی؟ فقط یک خدا قوت گفتن کافیست! دوستان به یادت دست روی نان می گذارند و از خدا طلب حاجتت را دارند و برای رفتگانت طلب آمرزش.

نان پختن تا سحر عاشورا ادامه دارد.

 صبح عاشورا همه برای شرکت در دسته ها می روند. شب عاشورا برای نان پز ها مهم است :بعضی تا صبح جهت شفا آنجا می خوابند و بعضی پای تنور مشغول کارند.
نیمه شب روحانی و مداح هیأت و تعدادی از آقایان برای عرض خسته نباشید و تشکر می آیند و روضه ای می خوانند و کلامی می گویند و می روند.

 اینجا جای مقدسی است! معجزات فراوانی در همین مطبخ هیأت ابوالفضلی رخ داده.

 تا صبح مفاتیح را ورق می زنند و دعا می خوانند . در حال نان پختن زمزمه می کنند و با چشم های خیس طلب حاجت.

........

اگر فرصتی دست داد ادامه اش را خواهم گفت.

   + زهرا ; ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٥
comment نظرات ()