دختر فاطی خانوم

من و وبلاگ4

بابا زود برای خودشون وبلاگ ساختن و شروع به نوشتن کردند. وبلاگ دوره گرد که در قالب شخصیت یک جوان به نام مشتی قلی مطالبی به طنز و جد مینوشتند و وبلاگ یزدی که جدی تر بود. در وبلاگ دوره گرد شخصیتی ساختند به نام فاطی خانم و در کل به این طریق به شوخی با مادرم می پرداختند.

چند روزی بابا پیشنهاد ساخت وبلاگ و نوشتن در آن را به من داده بودند اما من ...!! بالاخره مجبورم کردند! با همفکری خودشون قرار بر آن شد که من مدافع حقوق فاطی خانم باشم و داستان هایی با پدر بنویسیم.

دختر فاطی خانم اینطوری شکل گرفت و شد شخصیتی که با قلی کل کل میکرد! مدت ها دوستانی که مطالب من و بابا رو میخواندن از رابطه ی ما خبر نداشتند و حدس هایی میزدند که برای ما جالب و خنده دار بود! بعضی فکر میکردند ما نامزد یا خواهر و برادر هستیم!

   + زهرا ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٠
comment نظرات ()