دختر فاطی خانوم

بر ساحل غدير

«غدير»نه برکه ابي در بيابان،بلکه دريايي از باور و بصيرت، در کوير حيرت وهامون ضلالت است،تا کام جان ها از آن سيراب شود.
«غدير»حلقه مياني «رسالت»و«امامت»است.
«غدير علي»«حراي محمد» است،در جلوه اي پس از ۲۳ سال.
«غدير»براي تشنگان،چشمه زلال هدايت است.و براي ره گم کردگان،صراطي است که به سنت پيامبر منتهي مي شود.
خوب نگاه کن....
هنوز بر بام بلند«غدير»،دست پيامبر را مي بيني که دست علي را فرا برده،و آن خورشيد را در برابر ديدگان منتظر تاريخ قرار مي دهد و نام«علي»را همچون حجتي روشن و مشعلي فروزان،به عنوان«مولي»برمي افرازد،تا راه،پس از رسول،تيره نباشد.
هنوز،طنين صداي محمد(ص)را که مي فرمود:

«اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه»

از ناي پر نواي رسول و زبان پاک پيغمبر،مي شنويم،که به آستان خداي«علي آفرين»بلند است.
غدير،عيد ولايت است.
ولاي علي،کيمياي دگرگون ساز دلهاست.
و «غدير علي»،هنوز هم چشمه لبريز از«آب حيات»و دريايي مواج از فضايل است.درخت آسمان ساي وبلند بالاي«ولايت»،در جويبار«من کنت مولاه...»روييده است و«علي مولاه»،شکوفه معطر آن«بهار رهبري»است.
بياييد دلها را از اين دريا سيراب کنيم،و چشم ها را از اين چشمه نور،روشن سازيم و مشام جان را سرمست آن «بوي خوش احمدي»گردانيم.

جواد محدثی




...عيدتان مبارک...


   + زهرا ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱
comment نظرات ()