دختر فاطی خانوم

يه برداشت اشتباه

سلام
ميبينم که تقريباْ همه اشتباه کردند!!!!
آخه بابا جون اين خواهر عزيز من،بچه نيست!!..از من هم بزرگتره!!!...
حتماْ تعجب کرديد؟!!!..اين هم برای خودش داستانيه...
فقط همين رو بگم که این خواهر عزيزم رو توی چت پيدا کردم...
درضمن مگه ما نمی گيم همه با هم خواهر و برادر دينی هستيم؟!!...
خوب يه چيزی بگم و برم:
امروز اين وبلاگ قلی رو خونديد؟...
بابا اين ديگه چقدر شوته!!!...خوبه همين امروز پهلوی ما بود...
..آخه بچه!! من به تو چی بگم؟!!..تو توی خونهء ما بچه ديدی که اين حرف رو زدی؟!!...يکم فکر نکردی؟!!...بازم مثل هميشه فکر نکرده حرف زدی؟!!!....خوشم مياد هيچ کس هم حرفت رو متوجه نشد!!!...
يه کار نکن که دعوای امروزت رو به همه بگم!!!...مخصوصاْ منت کشيت رو...
آخه جوجه!.. فسقلی به تو بيشتر مياد تا به من ...ديگه اسم خودت رو روی من نذار!!...احترام هم خوب چيزيه!..بزرگتری گفتن،کوچيکتری گفتن....
می خواستم امروز يه شعر بنويسم اما نشد ..بعداْ می نويسم...
التماس دعا
خداحافظ

   + زهرا ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۸/٢٥
comment نظرات ()