دختر فاطی خانوم

نمک !

دلم برای صداقت دوباره لک زده است
به جای عشق ، تظاهر ... ! به من کلک زده است !

به روی آينه ها هم نشسته گرد و غبار
ميان سفره محبت چرا کپک زده است ؟

ز زوزه های نفس گير باد فهميدم
که باز بر صف پرواز شاپرک زده است

بخند ! صورت من شادمان ِ يک بازی ست ...
فلک به گونه ی عاشق دوباره چک زده است

دوباره دفتر شعرم ... مداد ... اشک ... غزل
به زخم فاطمه امشب کسی نمک زده است ...

   + زهرا ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱٩
comment نظرات ()