دختر فاطی خانوم

 

يه مدت سرم شلوغ بود نتونستم بنويسم،ظاهرا احمد آقا و مهبان هم ننوشتن!!
باز هم روز معلم شد
ياد سالهای پيش افتادم...عادت داشتيم ۱۵-۲۰ دقيقه از زنگ کلاس رو هدر بديم..هر دفعه به يه بهونه! و اين روز معلم یکی از بهترين بهانه ها بود...چندتا متن ميخونديم ۲۰ دقيقه !!!
این روزها خیلی یاد علی و مجتبی رو میکنیم...واقعا جاشون خالیه!.. سال گذشته از اول ارديبهشت تا يازدهم، شبانه روزی تو مدرسه کار ميکرديم...چندتا ماکت ساختيم....حدودا ۸-۱۰ نفر بوديم...۴نفر ثابت(من و سکوت و ۲تا از دانش آموزها: علی و مجتبی(ش)!)...ماکت زندگی نامه شهيد مطهری يکی از اون ماکتهای روز معلم بود!!..خيلی کار جالبی شد که مدیون خلاقيت و شیطنت علی ، مجتبی ،خواهر سکوت و هنر سکوت و کمک بچه ها هستيم...شیطنت علی و مجتبی خیلی مهم بود!..تا ساعت ۱۰-۱۱ شب کار میکردیم اما خستگی رو احساس نمیکردیم!...یکی از هنرهای این گروه خوردن سیب بود با چسب چوب!!!
اين دفعه ميخوام از اينجا به معلمهاتبريک بگم...اول از همه به پدر و مادر خودم که هم معلم زندگيم هستن و هم معلم بچه های دیگه!!...دستشون رو ميبوسم...مخصوصا مادرم که سلامتی خودش رو به پای دانش آموزاش ريخت اما نتونست معلمی رو ترک کنه!!...و بعد به تک تک معلمهام..به معلم اول دبستانم (خانم نامجو) تا اون معلمی که هميشه باهاش مشکل داشتم...به معلم سوم دبستانم که نميدونستم چقدر برام زحمت کشيده و به آقای خسروی که تونست بهترين برخورد رو با يه کلاس عجيب بکنه!...به همه تبريک ميگم!
و يه تبريک مخصوص به معلم عزيز،دوست خوبم سکوت!!...يک ماه ميشه که از خوابش زده و برامون کلاس گذاشته!!!...براش يه آرزوی مخصوص دارم!!!
وبعد هم به تمام معلمهای وبلاگی و غیر وبلاگی تبریک میگم...زحمت هیچ معلمی رو نمیشه جبران کرد...امیدوارم همیشه در تمام زندگی موفق باشند و بتونن با تربیت درست بچه ها،آینده مملکت رو بسازن..

 امام علی(ع): هرکس کلامی به من بياموزد مرا بنده ی خويش ساخته!

 

   + زهرا ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٢/۱٤
comment نظرات ()