PRw13.jpg

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و ديری
دانی که رسيدن، هنر گام زمان است

آبی که بر آسود زمينش بخورد زود
دريا شود آن رود که پيوسته روان است

باشد که يکی هم به نشانی بنشيند
بس تير که در چله اين کهنه کمان است

از راه مرو «سايه» که آن گوهر مقصود
گنجی است که اندر قدم راهروان است

 

 

/ 48 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shahab

سلام... دانم که دلی به انتظار است/ اين نغمه همان عشق بهار است.. شاد باشی.

فاطمه

سلام...با تاخير...عيدتون مبارك...

مهسا(همیشه بهار)

سلام وبلاگ جالبی داريد ... ممنون از ميلی که برام فرستاده بوديد ... عيدتون هم مبارک

هدی1

چقدر قشنگ بود... خيلی ! يکم برا تبريک ديره ؟ نه ! عيدت بمارک خانومی... سال خوبی دشاته باشی

SaRa

سلام.سال خوبی برايتان آرزومندم.موفق باشيد........

ع.ش.ق

عجب غزل به جايی...دلم جوون شد.

hamed

سلام . سال نووت مبارک ! انشاالله سال خوبی داشته باشيد . شعر زيبايی بود .

pishi maloos

شعر قشنگی بود. سال نو مبارک موفق باشيد

hamideh

اپديت نمی کنييييييييييييييييييييين؟

maryam

سلام:خيلی وقت بود نيومده بودم.شعر خيلی قشنگی بود.....