تو چت هم ميشه حرفای حسابی زد!

از يه جمله شروع شد:
۱)مثلا داريم زندگی ميکنيم!..
۲)مثلا؟؟!!!!!!!
۱)بله!اگه اسمش رو بشه زندگی گذاشت!
۲)چرا؟!
۱)شما از زندگيتون لذت ميبري؟...راستشو بگو
۲)نه خيلی
۱)خوب ممکنه دلايلمون مشترک باشه...حالا دليلشو فهميدين؟
۲)نه
۱)همونطور که من دليل شما رو نفهميدم
۲)زندگی فقط لذت نيست
۱)قبول ندارم
۲)چرا؟
۱)لذت مادی و معنوی فرقی نميکنه..مهم احساس رضايته..چيزی که همه دنباليش ميگرديم...يکی اون رو تو ماديات،يکی تو کار خير،يکی تو عشق پيدا ميکنه
۲)اما کسی بهش نميرسه
۱)بله ..احساس رضايت چيزيه که فقط اوليا خدا به اون ميرسن....همه ما يه چيزی تو زندگی کم داريم ..يکی پول،يکی ماشين،يکی همسر و...
۲)بااين حرفايی که زدين من اينطور نتيجه ميگيرم که از نظر شما هيچکس زندگی نکرده و نميکنه!
۱)چند درصد از مردم با احساس رضايت زندگی ميکنن؟
۲)ميشه گفت هيچکس
۱)احساس رضايت خيلی مهمه و همه ما اون رو در مقاطعی از زندگی تجربه کرديم ولی اين احساس دائمی نبوده...چرا؟
۲)يکی از دلايليش حريص بودن انسانهاست که نميذاره به داشته هاشون قانع و راضی باشن
۱)بله اما يه جور ديگه هم ميشه نگاه کرد
۲)چه جور؟
۱)انسان آرمانگراست و طالب کمال ...چون بشر لمعه ای از کمال لايتناهی يعنی خداست...بشر داره به سوی کمال مطلق حرکت ميکنه ..اما در ميون راه چيزای قشنگ رو به جای خدا اشتباه ميگيره و به اون سرگرم ميشه...اما چون جوری ساخته شده که فقط با اون آروم بگيره قانع نميشه   
خدا ميگه.يا ايهاالانسان انک کادح الي ربک کدحا فملاقيه.اي بشر تو شتابنده اي بسوي پروردگارت شتابنده پس او را ملاقات خواهي کرد.بشر هر چي حرص ميزنه و بسوي ماديات مي شتابه في الواقع دنبال کمال مطلق مي گرده.اما فقط در يه صورت اروم مي گيره و شتاب پايان مي پذيره.که خدا رو ملاقات کنه
اين يه نگاه خيالی نيست
وقتی بوی گل رو دوست داريم ،وقتی زيبايی رو دوست داريم، به اين خاطر است که : الله جميل...ما دنبال خدا مي گرديم چون ما تکه اي از اونيم...و نفخت فيه من روحي...در قران اومده که ما از روح خودم به او يعني انسان دميديم....داستان بشنو از ني مولوی هم حکايت همين جدايي رو شرح مي ده...جدايي از ماهيت خدايي بشر...کز نيستان تا مرا ببريده اند           از نفيرم مرد و زن ناليده اند
بهر حال اگه ما حرص مي زنيم سوراخ دعا رو گم کرده ايم!...ما انسانها به هر چي برسيم نمي تونه ارضامون کنه...دوباره ثروت بيشتر مي خوايم چون:ما ز بالاييم و بالا مي رويم...فطرتا ساخته نشديم که با اين دنيا ارضا بشيم...ذاتا اين دنيا ما رو قانع نمي کنه...ما رو جوري ساختن که فقط با خودش قانع بشيم...اينه که هيچکس تو زندگي احساس رضايت نمي کنه
۲)بازم ميرسيم به همون نتيجه گيری؟
۱)که؟
۲)هيچکس زندگی نميکنه
۱)خوب اينم يه نظريه.بستگي داره چه تعريفي از زندگي داشته باشيد
۲)و اين تعريف شما از زندگی بود؟
۱)اين نگاه عرفا به مقوله انسان بود.و تعريف شما چيه؟
۲)زندگی همينه،با تمام خوبيها و بديهاش..وسعی و تلاش..
۱)بله.زندگي يه مفهوم سهل و ممتنعه..سهله چون ملموس و عينيه ..و ممتنعه چون انديشمندان در ماهيت ان گمند...مثل من و تو...بهر حال تو همين زندگي لعنتي يه چيزهاي دلنشيني و جود داره

/ 37 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dyafeh

به به خانومی راست گفتی.کيف کردم

پسررشتی

سلام رييس.زندگی زيباست ای زيباپسند/زنده انديشان به زيبايی رسند.تابعد...

koosar1

کار جديد و خوبی بود موفق باشی

عشق علیه السلام

سلام....مثل تفاله ای ميمونيم که گوشه سطل پرت شديم...اونقت فکر ميکنيم ادم هستيم و داريم زندگی ميکنيم....بيا اونورا....يا علی

Ahmad

سلام....حرف ها خوب بود ولی چرا در پايان نوشتی زندگی لعنتی...هرگز با اين حرف موافق نخواهم بود...حتی پليدترين آدم روی زمين هم از زنده بودن لذت می برد....يا حق.

hamed

سلام . خيلي خوب بود . اره ! اين انسان بيقراه ، بيقرا يك جا و شايد يك چيزي كه همه چيز هست و هيچ چيز نيست . انسان دنبال بهترينها و كاملترينها ميگرده و چون اين كمال جويي در فطرتش قرار داره به هر چيزي ميرسه و هرچيزي رو به دست مياره قانع نميشه و دنبال بهتر و كاملترش ميگرده . درست به همين دليل هست كه انسان كمتر تونسته به ارامش و سكون برسه . فقط اونهايي به ارامش و قرار رسيدند كه به سرچشمه هستي و كمال مطلق نزديك شدند و خودشون رو از اون چشمه سيراب كردند . بي تابي و بيقراري نسان حتي با رسيدن به مدارج بالاي علمي و مادي برطرف نميشه و شايد حتي بيقرارتر و بي تابتر بشه . و دليل بيقراري ها و گريزها و فجايعي كه از انسان امروزي سر ميزنه نبود همين ارامش و دور شدن از كمال مطلقه . انسان امروز راهش رو گم كرده و در بيراهه ها به دنبال گمشده خودش ميگرده و دريغ از يافتن اون گمشده

احسان عباسي

ما بجای زندگانی زنده مانی می کنيم