اربعين

به نام حق<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اربعين مي آيد...

تسليت باد اربعين آن بزرگمرد عاشق حق.

 

 

در زندگي ما اربعين هاي بسياري نهفته است. اگر آنها را بيابيم و به كار بنديم، ما هم لطف معشوق را خواهيم داشت و شايد جزو مومنان درگاه حق بشويم.ان شاء الله

 

بر در ميخانه عشق اي ملك تسبيح گوي          كاندر آنجا طينت آدم مخمر ميكنند

 

((طينت آدم مخمر مي كنند)) اشاره دارد به حديث : ((خمرت طينت آدم بيدي اربعين صباحا‌)) يعني من با دست خود طينت آدم را در چهل بامداد سرشتم.

 

حضرت موسي هم  اربعين نگاه داشت در حضور خداوند و وقتي عاشقانه برگشت ، مردم را جاهل يافت.

 

دوستان خوبم ،

مشكلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس     توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند

گوييا باور نمي دارند روز داوري                كاين همه قلب و دغل در كار داور ميكنند

؟؟؟

 

 

فردا در روز حساب اگر مرا نوائي بود و سخن را جائي بود گويم :

بار خدا از همه چيز كه دارم در يكي نگاه كن، نخست در سجودي كه هرگز جز تو كسي را از دل نخواست، دوم تصديقي كه هر چه گفتي گفتم راست، سوم چون نسيم كرمت برخاست، دل و جان جز تو را نخواست.

 

جز خدمت روي تو ندارم هوسي        من بي تو نخواهم كه بر آرم نفسي

 

روزي كه وصل تو در چنگ آيد    از حال بهشتيان مرا ننگ آيد!

 

 

 

بسم الله... ب، بهار خدا و سين، سناي خدا و ميم، ملك خدا

 

/ 26 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویروس جدیدشعر

درود ......................................................................................... همين را می توانم بنويسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

الهدي

سلام.برای من که بار اوله آمدم ديدن عکسها لذت بخش بود......ولی ببخشيد نقطه اشتراک عکس ها با متن چی بود؟...موفق باشيد.ياعلی.ع.

دانی کوچولو

سلام...بر شما هم تسليت باد...(راستی چه نقاشی های قشنگی)...تا بعد

محمد

سلام به نويسنده خوش قلم... متن زيبا و نتيجه زيباتری بود. به خرابه ما هم سری بزنيد.

ای مرز پر گهر

محرم چيه!!؟؟ امام حسين کيه!!؟؟ محرم هر سال که ميشود آماده عزاداری برای يکی از امامان معصوممان ميشويم. با آمدن محرم بيش از هرچيز به ياد کودکيم می افتم که ميخواستم در دسته عزاداری پرچم بلند کنم اما به علت کمی سن پرچم را به من نميدادند و ناچار بايد به آخر صف می رفتم و زنجير ميزدم. هر چه قدر بزرگتر ميشدم به آرزوهای کودکيم نزديکتر ميشدم. پرچم بلند کردن،طبل زدن،جلوی صف زنجير زدن و.............. اما هنگامی که به سقف آرزوهايم رسيدم ناگاه به خود آمدم .چه خبر است؟؟ چه اتفاقی افتاده؟؟ برای چه دارم عزاداری ميکنم؟؟ سوالات بی جوابی که در ذهن من نقش ميبست متاثر از خواندن کتابهای شريعتی بود که در آن مقطع بيشتر مطالعاتم وقف خواندن کتابهای او ميشد. اما چرا عزاداری ميکنيم؟ چرا هر ساله با آمدن محرم احساسات مذهبی به ما دست ميدهد؟ چرا گريه ميکنيم؟

ای مرز پر گهر

۱۴۰۰سال از آن واقعه ميگذرد و ما هر سال به خيال اينکه داريم ياد آن امام را زنده نگه ميداريم برای او عزاداری ميکنيم اما تا بحال از خود پرسيده ايم که مگر امام حسين شهيد نشده ، مگر يزيد زنده است که ميخواهيم انتقام خون حسين را از او بگيريم.شايد برای تسکين دردهای خودمان است که ميگرييم و برای خالی کردن دلمان از انبوه مشکلات و دردها و ناراحتی هائی که هر روزه بر آنها افزوده ميشود يا شايد برای رسيدن به بهشت که گويند هر چشمی در قيامت گريان است جز چشمی که بر مصائب حسين گريسته است. اصلا اين حسين که هر ساله هزاران هزار شعر و مدح و نوحه و شور و کنسرت های مداحی و دسته های عزاداری و غيره برايش ترتيب ميدهيم کيست ؟ کجاست؟ برای چه شهيد شد؟ اگر شهيد شده چرا برايش عزاداری کنم؟هر ساله نيز عزاداری ها مدرن تر و به روزتر ميشود و برای جذب جوانان به حسين نوحه ها را با ريتم های جديدتر و آهنگهای باب طبع جوانان ترکيب ميکنند و معجونی ميسازند به نام عشق

ای مرز پر گهر

و اين وسط تنها حسين است که بی کار ميماند و وسيله ای برای ارضای خواسته های مردمی ميشود که تنها به فکر خويشند و بر مصائب خود ميگريند و نه بر مصائب حسين و او نيز مانند پدرش مظلوم ميماند و بدتر از آن مجهول ميماند . کسی که در دوره خودش کاری بس عظيم کرده که فرياد آن پس از طی قرن ها هنوز به گوش ميرسد در سده های اخير بازيچه دست مردمان و حکومت هائی شده که از او در جهت عکس پيام او استفاده ميکنند که پيام حسين بود که در برابر ظالم بايستيد سرخم نکنيد امروزه وسيله ای برای آشتی با ظلم شده است. کجاست فريادت حسين!! به کجا رسيد!! آن ابوالفضل که از زيبائی ماه بنی هاشم ناميده ميشد و از همه ظواهر گذشت کرد و در راه حق رفت امروز وسيله ای برای گريه مردمانی شده که انگار هر وقت نام او بر زبان آورده ميشود سوت استارت برای گريه زده ميشود حال از همان گريه کنان بپرسيد که ابوالفضل که بود و چرا شهيد شد؟؟

ای مرز پر گهر

حسين که خاصيت مهم عشق يعنی عاری بودن از هر دليل و منطقی را داراست و جوان ساده نيز ايام محرم را فرصتی برای پاک کردن گناهان خود ميبيند و آنگاه کارناوالی به راه می افتد به نام کارناوال محرم با جديد ترين تیپ ها و مدل ها و آرايش ها و نمايش ها و اين وسط جای حسين کجاست؟؟؟ اين حسين تنها بهانه است و بس و وسيله ای برای سرگرمی ما و اين که در اين دهه سرگرم باشيم و مثلا و به خيال خودمان عشق به ائمه را در خود تقويت کنيم و عرفانی تر بشويم و عزاداری کنيم و آن وقت به بهشت برويم. الگوريتمی ساده به نام عشق حسين که پايان آن به بهشت ختم ميشود. پس خوان نعمت گسترده شده بشتابيد بشتابيد فرصت کم است .اما نه فرصت فراوان است هر ساله اين خوان پهن ميشود پس عجله لازم نيست.همه سال را هر ستمی را خواستيم به ديگران کنيم و آن وقت محرم احساس گناه و توبه به ما دست ميدهد و گريه کنيم و مطهر شويم و دوباره ستم هايمان و گناه هايمان و دوباره محرم و .....

ای مرز پر گهر

به خدا نميدانند و باز همان قصه مسخره ی تير را به دستش زدند مشک را با گرفت تير را به پايش زدند با دهانش مشک را گرفت تير را به صورتش زدند ....... را بازگو ميکنند که هر بار با شنيدن آن حال تهوع به من دست ميدهد. کسی که حسين را شناخته باشد برای او گريه نميکند بلکه تقويت روحيه ميکند و خود را در برابر ظلم تنها نميبيند و همه جا حسين و کار شگفت او را به ياد آورده و درس ميگيرد و آماده ميشود برای ايستادن در برابر قدرت های حاکم در هر دوره و زمانی.

ای مرز پر گهر

سال از آن واقعه ميگذرد و ما هر ساله بيشتر بر حسين ميگرييم چون درد هايمان افزون ميشود و هر سال از حسين دورتر ميشويم چون پيام او را نگرفته ايم که اگر گرفته بوديم اين روز و حالمان نبود .افسوس که در اين روزگار همه چيز آميخته با مصلحت شده و حتی خود من نيز کم کم به مصلحت تن ميدهم . همه ما در شام غريبان دلتنگ ميشويم شايد برای حسين شايد برای خودمان و به پايان رسيدن سرگرمی چند روزه مان و شايد هم برای اينکه اين سال نيز گذشت و حسين مجهول تر شد و تاسف ما از اين که انگار چيزی را از دست داده ايم و امسال نيز آن را به دست نياورديم. اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد