من و وبلاگ 3

وارد فضایی شدم که نوشته های جالبی داشت؛ بعضی مثل خاطره های شخصی بود ( و چه چیز اذت بخش تر از خواندن خاطرات دیگران؟!) و بعضی قطعات ادبی بود ...

متوجه شدم پایین این نوشته ها نام کسانی است که می شناسم .دوستان برادرم،دوستان خانوادگی!
آنجا بود که این کشف صورت گرفت.

واقعاً برایم عجیب بود.چند روزی همین چند وبلاگ را می خواندم البته هنوز نمی دانستم نام این صفحات وبلاگ است!

شب، زمانی که پدر به منزل آمد ، با ترس و لرز این کشف را به او گزارش دادم و حضوری نیز با هم آن صفحات را چک کردیم!

پدر- که هیچگاه جرأت او را در کشف ، نوشتن و ... به کار نیاورده و شاید به ارث نبرده ام - بعد از چند روز کشـف جدید خود را به من اعلام کرد : طریقه راه انداختن وبلاگ و نوشتن در آن!

تصویر یکی از وبلاگ های قدیمی

البته طی این چند روز من هم چند کشف جدید کرده بودم:

1- کلیک روی بعضی قسمت ها باعث رفتن به وبلاگ های دیگر می شود

2- نام این صفحات وبلاگ است

3- وبلاگ صفحاتی شخصی است

 ...

/ 8 نظر / 34 بازدید

قلب تو میتواند هر مقدار عشق را برای خودت و کل جهان تولید کند. درقلبت را باز کن، در این خانه جادوئی را باز کن

بابا

ایول

اقا جواد

سلام مطلبتون خیلی جالب بود من اپممممممممممممممممم نظر ارزشمندت یادت نره

میرزا جواد آیت اللهی

... و باورتان نمی شد که روزی من هم وبلاگی بنام خودم داشته باشم !.شب قدر برشما و خانواده گرامی مبارک باد . مرا لینک کنید و... التماس دعا در این شب عزیز

خود گم کرده

سلام بالاخره یاد گرفتید و راه افتادید. یاد قدیم بخیر. یاحق

سحر

پدر، دورگرد مشتی خودمون بود؟!

رضا

سلام مطالب جالبی داری به منم سری بزن‏!‏‏!‏‏!‏