شعری که شاعرش را گم کرد!!!!

شاعر اين شعر همان شبی که اين شعر را سرود از داشتن شعرش محروم شد! ....تنها نسخه(چرک  اين شعر (چرک نويس ) دست من است؛جاهايی که با * مشخص شده به دليل ناخوانا بودن با شک نوشته شده است:

در دهستان حالتهای* عشق

می توان شبنم فروش ساده بود

در شب سبز نيايش با خدا

آشنا با حرمت سجاده  بود

می توان با خاطرات کوچه باغ

زندگی را غرق در احساس کرد

می توان در شهر زيبای خلوص

شستشو در عطر و نهر ياس کرد

می توان در باغساران غزل

بوسه بر بال و پر پروانه زد

می توان بر زلف بانوی نسيم

با کمال مهربانی شانه زد

ما توان با منطق احساس آب

پاکتر از آيه سبزينه بود

می توان در باغساران* غزل

کوچه گرد کوچه آيينه بود

می توان از معدن پاکيزگی

عشق را چون گوهر استخراج کرد

می توان بر دار سرخ حادثه

يادی از تنهايی حلاج کرد

می توان گاه از زلال اشک شوق

گونه های خشک خود را خيس کرد

ميتوان از ديدن يک پنجره

شاد شد تا آسمان پرواز کرد

می توان روی علفهای زمين

ساده بود و ساده بود و ساده بود

می توان هم راز يک پروانه۶

پاک و زيبا ، پر ز لطف و مهر بود

می توان کوشيد در درس صفا

نمره زيبای گل را کسب کرد 

می توان درس طريق عشق را

در دبيرستان گل تدريس کرد

                                          (س.ا)

 ............

از اين به بعد ميتونيد نوشته های خانم فاطمه فروغيان رو اينجا بخونيد

حتما بهشون سر بزنيد

درضمن ارتباط ايشون با اين وبلاگ قطع نشده و ما باز هم  شاهد نوشته هايی از ايشون در وبلاگ دختران فاطی خانوم هستيم

 

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gholi

ما اين جوری اگه پيش بريم فاطی خانوم هر مدتی يک بار چن تا بچه پيدا ميکنه و بعد از مدتی هم از دس ميده اين که نشد.......بکشم دشنه رو؟

حسين

سلام /جالب است سايتتان/ سربزنيد

A S E I Rسير

سلام دوست گلم !! چيگونه گلی را دست داري ؟ تا که خوبتر بشناسمت .....هميشه بهار باشی .

اون يكي

سلام عليکم!!!!!! معلموم هست کجاييد!!؟؟؟؟

رهگذر

شعر شاعر رو گم نمی کنه گر چه شاعر خود شعر رو آواره ميکنه..

رضا

همچي بدم ني.....................

yazdi

نذارين فاطمه خانوم فروغيان از دستتون در بره

احسان

سلام .........همچنان زيبا و منظم .................منتظرتون هستم

erfanmetal

ای وب لاگ نويس قدر ، سری هم به ما بزن

امير

يه سری هم به اين لونه ما بزنيد بخدا بهتون بد نمی گذره