نمک !

دلم برای صداقت دوباره لک زده است
به جای عشق ، تظاهر ... ! به من کلک زده است !

به روی آينه ها هم نشسته گرد و غبار
ميان سفره محبت چرا کپک زده است ؟

ز زوزه های نفس گير باد فهميدم
که باز بر صف پرواز شاپرک زده است

بخند ! صورت من شادمان ِ يک بازی ست ...
فلک به گونه ی عاشق دوباره چک زده است

دوباره دفتر شعرم ... مداد ... اشک ... غزل
به زخم فاطمه امشب کسی نمک زده است ...

/ 32 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام خانم مدير. خيلی خوب شد که دوباره می نويسين.... منو که هنوز يادتونه براتون چندبار افلاين زدم نمی دونم خوندين يا نه؟ دوست دارم باهاتون صحبت کنم....

ساقی

خوشحالم از آشنايی با وبلاگ زيباتون!

niloofar

سلام با شما از طريق (فردوس )آشنا شدم.شعرتون زيبا بود.شاد باشی

پريا

سلام فاطمه جان .. کی به زخمت نمک زده .. بميرم ..شعر قشنگی بود .. دلم همه برای صداقت تنگ شده ....

ياس

سلام . مطلبتون خيلی قشنگ بود.اما غمگين . درضمن از اينکه به وبلاگ من سر زديد ممنون .

چشمه

به زخم ما كه هر شب يكي نمك ميزند.

امير

سلام. خيلي قشنگ بود...

Ebrahim Sedaghat

شعر قشنگ و پر معنائی بود اميد وارم در زندگی هم مثل اين شعرها باسيد به دروود