مانده بودم، غيرت حيدر به فريادم رسيد

در وداعی تلخ، پيغمبر به فريادم رسيد

طاقتم را خواهش اکبر،در آن ظهر عطش

برده بود از دست،انگشتر به فريادم رسيد

انتخابی سخت، حالم را پريشان کرده بود

شور ميدانداری اکبر به فريادم رسيد

تا بکوبم پرچم فرياد را بر بام ماه

کودک شش ماهه ام-اصغر- به فريادم رسيد

تا بماند جاودان در خاک،اين فرياد سرخ

خيمه آتش گشت و خاکستر به فريادم رسيد

نيزه ها و تيرها وتيغ ها کاری نکرد

تشنه بودم وصل را،خنجر به فريادم رسيد

جبرئيل آمد:بخوان!قرآن بخوان!بی سر بخوان!

منبری از نيزه ديدم، سر به فريادم رسيد

 

 

 

/ 6 نظر / 5 بازدید
تام کروز

اسن حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست . خيلی قشنگ و دلچسب بود مطلبت . موفق باشی . بای بای

کیمیا

چيزی نميشه گفت ...يعنی حرفی بريا گفتن باقی نميذاره

پریا

سلام .. عزاداريها مقبول حق

Ahmad

هر کسی را بهر کاری ساختند. من را بهر چی ساختند؟!

رضا

سالار زينبی و دگر بی تو زينبت صحرانشين و خسته و پر درد می شود.اصل مصيبت بعد عاشورا است. التماس دعا به هر دو وب لاگم يه سر بزن.يا حق

۩۞۩๑ پدرام ๑۩۞۩

بدين شايستگی جشنی بدين بايستگی روزی ملک را در جهان هر روز جشنی باد ونوروزی ......سلام.متنهای زيبايی مينويسی موفق باشی به منم سر بزن