انتحار !

از سپيدی سياه می سازم !
وآن سياه اشتباه می سازم !

خانه ی بخت ناجوانمردم ،
بر بلندای آه می سازم

بوم شوم سياه آيينم ،
نقش آيينه خواه می سازم

روزنی سر به مهر و ناپيدا
تنگ ... ! در قعر چاه می سازم

انتظار آفتاب شب زده ای ست
تا کی از او گناه می سازم ؟

خويشتن را تباه و دل خسته
زار اين کوره راه می سازم

آتش ِ انتحار ِ تاريکي
تا ثريای ماه می سازم

وانگه ای آرزوی بی پايان
خويشتن را تباه می سازم

امشب ای مرگ ... ! مرگ ... ! تيغ تو را
آخرين سرپناه می سازم



* * * * * * *

آقای يزدی جواب مسابقه تصوير قلی رو توی وبلاگ خودشون نوشتند.یه سر بزنید...

/ 33 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سکوت

بابا خدا صبرت بده !! چه جوری سر می کنی با این زهرا ؟! صد دفعه گفتم بیا پیش خودم !! گوش نمیدی که !

ahmad

سلام به حانم عزيز...راستش با آهنربا امتحان کردم ولی فقط باعث شد که آهن خونم کم بشه و سوزن همچنان در پايم مونده..آخ!!!!!!!!.....شاد و خوش باشی....پيشاپيش هم عيد را به شما تبريک ميگم.

amirho3yn

هو یا علی مدد * یا مولاتی یا فاطمة اغیثینی* و باز هم جمعه ای دیگر آمد و تو نیامدی * ای موعود!!! * * *‌ * و عصر جمعه که مي آيد* سالهاست دلم را * به ريسمان محبت تو بافته ام * و در حواشي نگاه تو ساکن شده ام * تا بيايي * و از مرداب هاي متعفن گناه رهايي ام بخشي * سالهاست سبدهاي خالي !!! * کفش هاي وصله دار !!! * و سفره هاي بيگانه از بوي نان !!! * در انتظار آمدنت لحظه شماري مي کنند * سالهاست که گل هاي ياس !!! * درهاي نيم سوخته !!! * سجاده هاي خونين !!! * لبهاي به عطش نشسته !!! * دستان بريده !!! * و خيمه هاي به آتش کشيده شده !!! * آمدنت را انتظار مي کشند * تا... * يا علی مدد

amirho3yn

هو يا علی مدد * امروز برای ظهور او چه کرده ايم * يا علی مدد

gholi

هر که بامشتی قلی در افتاد عاقبت از خر افتاد

خون

از سياهی سپيد می سازم ... وآن سپيد از اميد می سازم ... خانه ای چون پرندگان دل شاد ... در تن سبز بيد می سازم ...

hamed

ياحق سلام . دختر خانم فاطي خانم ! اومده بودم مطالب جديدتون رو بخونم ولي ظاهرا قسمت من نبود

احسان

سلام .................خيلی زيبا بود .................ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد ...........................دل رميده ما را انيس و مونس شد..........****عید مبارک***...به دنبال او..........(۳)